تبليغاتX
همه چیز از همه جا

همه چیز از همه جا

مطالب ادبی , هنری, عرفانی , علمی

وقتي 4يا 5 نفر با هم يجا جمع ميشن چيکار ميکنن؟

به نظر شما ۴یا۵ نفر آدم در کنار هم چه کاری انجام میدن؟؟؟؟
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/11/28ساعت 13:53  توسط باد صبا  | 

دو خط موازی

نظر شما در مورد دو خط موازي چيست؟؟؟

آيا دو خط موازي به هم مي رسند؟؟؟

آره يا نه ؟؟؟

من كه مي گم آره مي رسن !!!!!؟؟؟

دليلش را در ادامه مطلب بخوانيد......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/11/27ساعت 18:59  توسط باد صبا  | 

طناب

( طناب) Rope The

به نظر شما بريدن يك طناب چقدر در زندگي انسان موثر است ؟؟؟

داستان را در دلتان با صداي بلند و با توجه بخوانيد ..........  ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/11/27ساعت 18:56  توسط باد صبا  | 

یک شعر

کاش می دانستید زندگی با همه ی وسعت خویش

محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست

زندگی خوردن و خوابیدن نیست .

*

*

*

زندگی حس جاری شدن است

زندگی کوشش و راهی شدن است .

از تماشاگر آغاز حیات

تا به جایی که خدا میداند

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و درد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می نشود گشته ایم ما

گفت آن که یافت می نشود آنم آرزوست

 

+ نوشته شده در  85/11/26ساعت 17:19  توسط باد صبا  | 

ضرب المثل های جالب و خواندنی از همه جا

 

بين زن کور و شوهر لال هميشه صلح حاکم است.(لهستاني)

بدون خطر نمي توان بر خطر غلبه کرد.(لهستاني)

براي آدم گرسنه نان شيرين تر از عسل است.(لاتين)

براي فقرا هوا هميشه تاريک و سرد است.(لاتين)

به هر کجا روي از شر خو خلاص نتواني شد(لهستاني)

براي آدم مست عمق دريا فقط تا زانوست(روسي)

بدون باختن برنده نتواني شد.(روسي)

به خاطر شيطان هم که شده شمع روشن کن.(روسي)

بدون کسب مهارت نمي تواني حتي شپشي بگيري(روسي)

با مردم مشورت کن ولي خودت تصميم بگير.(روسي)

بهترين شناگران غرق مي شوند.(بلغارستاني)

بدون تندرستي هيچ کس ثروتمند نيست(کرواتي)

بدون پول انسان نمي تواند به جيي حتي کليسا برود(کرواتي)

بري يافتن زن مي ارزد که يک کفش بيشتر پاره کني(چيني)

با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي کن(آلماني)

+ نوشته شده در  85/11/26ساعت 15:16  توسط باد صبا  | 

مناجات

الهی از بود خود چه دیدم مگر بلا و عناد از بود تــــو همـــه عطا است و وفای به بر پیدا و بکرم هویدا ـ نا کرده گیر کرد رهی و آن کـــن که از تو سزا ـ الهی نـــام تو مــا را جواز و مهــــــر تو ما را جهــاز ـ الهی شنــاخت تو ما را امان و لطف تو مـــا را عیـــان ـ الهی فضـــل تـــو ما را لوادکنف تــــو ما را ئادی ـ الهی ضیعفان را پناهی قاصدان را بـــر سراهی مومنـــــان را گواهی چه بود که افزوئی و نکاهی؟ الهــــی چه عزیز است او که تو او را خواهی در بگریزد او را در راه آرئی طوبی آنکس را را کـــه تو او رایی ـ آیا که تا از ما خــــود کرائی؟
+ نوشته شده در  85/11/26ساعت 15:10  توسط باد صبا  | 

تنها تو مي ماني

تنها تو مي ماني

 

دل داده ام بر باد، بر هر چه باداباد

مجنون تر از ليلي، شيرين تر از فرهاد

 

اي عشق از آتش، اصل و نسب داري

از تيره ي دودي، از دودمان باد

 

از آب طوفان شد، خاک از تو خاکستر

از بوي تو آتش، در جان باد افتاد

 

هر قصر بي شيرين، چون بيستون ويران

هر کوه بي فرهاد، کاهي به دست باد

 

هفتاد پشت ما از نسل غم بودند

ارث پدر ما را، اندوه مادرزاد

 

از خاک ما در باد، بوي تو مي آيد

تنها تو مي ماني، ما مي رويم از ياد

 

از قيصر امين پور

+ نوشته شده در  85/11/26ساعت 11:40  توسط باد صبا  |