مهربانا
مهربانا ، سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده دلم را در آن
بگسترانم و با دستان خسته قنوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را
بتابانی و گلهای زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی.
مطالب ادبی , هنری, عرفانی , علمی
مهربانا ، سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده دلم را در آن
بگسترانم و با دستان خسته قنوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را
بتابانی و گلهای زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی.
عشقبازی به همین آسانی ست…
که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
رنگ زیبای بهار با روحی
نیش زنبورعسل بانوشی
کارهمواره باران بادشت
برف با قله کوه رود با ریشه
باد ابر عابر با ماه
چشمه ای با آهو
برکه ای با مهتاب
ونسیمی با زلف دو کبوتر با هم
وشب و روزوطبیعت باما
عشقبازی به همین آسانی ست… شاعری باکلمات شیرین
دست آرام و نوازش بخش برروی سری
پرسشی از اشکی
وچراغ شب یلدای کسی باشمعی
ودل آرام و تسلا
ومسیحای کسی یا جمعی
عشقبازی به همین آسانی ست…
که دلی را بخری
بفروشی مهری
شادمانی را حراج کنی
رنجها را تخفیف دهی
مهربانی را ارزانی عالم بکنی
وبپیچی همه را لای حریر احساس گره عشق به آنهابزنی
مشتری هایت را باخود ببری تا لبخند
عشقبازی به همین آسانی ست… هرکه باپیش سلامی دراول صبح
هر که با پوزش و پیغامی با رهگذری
هرکه با خواندن شعری کوتاه
بالحن خوشی نمک خنده بر چهره در لحظه کار
عرضه سالم کالایی ارزان به همه
لقمه نان گوارایی ازراه حلال
وخداحافظی شادی در آخر روز
ونگهداری یک خاطره خوش تا فردا
در رکوع و سجودی با نیت شکر عشقبازی به همین آسانی ست
زندگي جز با تو برام حرومه اگه نياي کار دلم تمومه
کاري تو کردي که بشه باورم عشق هاي اين زمونه بي دوومه
يه روز برام گل مياري يه روز منو خوار ميکني
هيچ مي دوني با اين کارهات منو گرفتار مي کني
يه روز مي گي يارت ميشم دوباره غمخوارت ميشم
روز ديگه با طعنه هات حرف هات رو انکار مي کني
يادم مياد يه روز برات مثل پريزاد بودم
تو باغ سرسبز چشات يه سرو آزاد بودم
هر واژه کلام تو معجزه اي بود واسه من
هر روز اگه مي ديدمت جوون بودم شاد بودم