تبليغاتX
همه چیز از همه جا - موجر و مستأجر

همه چیز از همه جا

مطالب ادبی , هنری, عرفانی , علمی

موجر و مستأجر

 

 

موجري مستاجرش ديد و گريبانش گرفت
گفت مستاجر اين پيراهن است شلوار نيست
گفت من پيراهنت بهر اجاره جِر دهم
جِر دادن تو را سهل است و بس دشوار نيست
گفت دستي کن به جيب و زودتر پولي بده
گفت اندر جيب من سکه سناد نيست
گفت ياتخليه کن يا زودتر فکري بکن
گفت فکر بکر در مغز من بيمار نيست
گفت مي خواهي تو را تا خانه دکتر برم
گفت با دفترچه بيمه کسي را کار نيست
گفت تا عطار را گويم تو را دارو دهد
گفت داروي من اندر قوطي عطار نيست
گفت رو توبر سر کوچه گدايي پيشه کن
گفت در آن کوچه کارمندند و کسي پولدار نيست
گفت پيکاني بخر تا صبح مسافر کش شو
گفت ما را با مسافر جرات پيکار نيست
گفت مي خواهي توهم مانند من دارا شوي
گفت مانند تو در اين زمان طرار نيست
گفت آخر کار من با تو کجا خواهد کشيد
گفت گر سازي مدارا با تو من را کاري نيست

 

+ نوشته شده در  86/03/05ساعت 9:55  توسط باد صبا  |